حکیم مهر -  همه چیز با یک آرزو شروع شد. دختری 20 ساله که می خواست برای خودش یک گاو داشته باشد. دو سال بعد دختر جوان شش گاو داشت و سرپرست خانواده هم شده بود. پدر برای همیشه آنان را ترک کرده بود. حالا هم ده سال از آن روزها می گذرد. اکنون لیلا حسنی با گذشت ده سال از آن روزها صاحب 25 رأس گاو و دامدار نمونه روستایی است. گفتگویی با وی در ذیل به نقل از روزنامه ایران بازخوانی می گردد:

 

چطور شد که شروع کردید تا در زمینه گاوداری فعالیت کنید؟
سال 1375 بود. تصمیم گرفته بودم که هر طور شده برای خودم یک گاو بخرم ولی تمام پس‌اندازی که داشتم صد هزار تومان می‌شد. گاوی را که به یکی از روستائیان تعلق داشت و او می خواست آن را بفروشد، انتخاب کرده بودم.
قیمت گاو چقدر بود؟
گاو 330 هزار تومان ارزش داشت و من 230 هزار تومان پول کم داشتم. به همین علت به اداره جهاد کشاورزی رفتم و تقاضای 200 هزار تومان وام کردم. وام را که گرفتم گاو را خریدم. اسمش را هم مشکی گذاشتم.

اطلاعاتی برای نگهداری از گاوها داشتید؟
نه یادم هست که وقتی برای گرفتن وام رفتم؛ افرادی که در جهاد کشاورزی بودند از من پرسیدند مگر تو می‌توانی گاو نگهداری کنی و طرز مراقبت از گاو را بلد هستی؟

با اینکه اطلاعات زیادی نداشتم ولی با اعتماد به نفس جواب دادم: چرا نمی‌توانم،بچه روستا هستم.اطلاعات کمی داشتم ولی هر بار که با دامپزشک روبه‌رو می‌شدم، از او اطلاعاتی می گرفتم.این اطلاعات آرام آرام بیشتر شد و الآن به گونه‌ای شده است که می توانم همه کارهای مربوط به گاوها را خودم انجام دهم و در مواقع ضروری با تلفن نسخه بگیرم.
چطور شد که کار را وسعت دادید؟
ما چهار بچه بودیم که با هم زندگی می کردیم. پدرم کشاورز بود وقتی که پدر فوت کرد تا سه سال کار کشاورزی را ادامه دادیم. در این مدت که از مشکی نگهداری کرده بودم متوجه رونق کارم شده بودم. به همین علت چون سرپرستی خواهر و برادرانم به عهده من افتاده بود فکر کردم که اگر گاوداری تأسیس کنیم و این کار را ادامه دهیم، موفق‌تر از کار در بخش کشاورزی خواهیم بود.

در این مدت چند گاو داشتید؟
تعداد گاوها هم دوسال بعد از خریدن مشکی به شش گاو رسیده بود.

الآن چند گاو دارید؟
الآن 25 گاو در گاوداری‌مان داریم که برای هر کدامشان هم یک اسم گذاشته‌ام.

چند گوساله نر دارید؟
گاوداری من شیری است و من گاو نر را بیشتر از یک سال نگه نمی‌دارم. گوساله نر را به علت گوشتی که دارد خوب می خرند و در طول سال من یک تا دو تا گوساله نر دارم.

برای این‌که کار را وسعت دهید چقدر تلاش کردید؟
خیلی زحمت کشیدیم. من و خواهر و دو برادرم شبانه‌روز کار کرده‌ایم تا گاوداری را به اینجا رسانده‌ایم. البته اداره جهاد کشاورزی و بانک کشاورزی هم خیلی از ما حمایت کرده‌اند. در این مدت 50،40 میلیون تومان وام گرفته و پرداخت کرده‌ایم. وام برای علوفه و وام برای گاو شیری. من از صفر شروع کردم و اکنون پس از چند سال به اینجا رسیده‌ام.
واکنش اعضای خانواده و خواهر و برادرهایتان نسبت به این کار چه بود، از ابتدا با شما هم عقیده بودند یا اینکه مخالفت می‌کردند؟
از همان سال اول که مشکی را خریدم مرا تشویق می کردند. در اصل من و آنها همیشه در کنار هم و پشتیبان هم بودیم. در کشاورزی و دامداری دست به دست هم دادیم و یکدیگر را تنها نگذاشتیم تا این که دامداری رونق گرفت.

زمین کشاورزی را پس از تأسیس دامداری چه کردید؟
در زمین کشاورزی برای گاوها یونجه می‌کاریم و در کنارش هم پیاز و سیب زمینی و سبزی برای مصارف خانواده می‌کاریم.‌
کار کردن در دامداری چقدر دشوار است؟
خیلی باید تلاش کرد. شب‌ها با خواهرم به آنها رسیدگی می‌کنیم. گاه شده که نیمه‌های شب برای یک هفته ناچار بودیم به گاوها سر بزنیم و بالای سرشان باشیم تا وقتی هنگام زایمان‌شان فرا می‌رسد به آنها کمک کنیم تا دچار مشکل نشوند. گاوها به مراقبت زیادی نیاز دارند.

در طول این 10 سال مشکلات را چگونه پشت سر گذاشته اید؟
در طول این 10 سال همه چیز را یاد گرفته‌ایم. چند روز پیش زمان زایمان یکی از گاوها بود. خواهرم ترسیده بود ولی من به گاو کمک کردم. اکنون به خاطر این همه سال کار و تلاش تجربه زیادی به دست آورده‌ام.

تولد گوساله چه مشکلی را پیش می‌آورد و چه توجهی را برای مراقبت از او باید کرد؟
نیمه‌های شب باید به گوساله با پیمانه شیر بدهیم. الان دیگر مثل سابق نیست که حیوان هر اندازه شیر می‌خورد، به آن توجهی نمی‌شد. الان باید به این مسئله توجه کنیم و معلوم شود که حیوان چقدر وزن می‌گیرد.
برای گاوهایتان چطور اسم‌گذاری می‌کنید؟
وقتی که گاوها به دنیا می‌آیند، در همان زمان تولدشان براساس آنکه چه ویژگی دارند، برایشان اسم انتخاب می‌کنم. گاوهای من هم اسم‌های خودشان را می‌دانند وقتی صدایشان می‌کنم بیرون می‌آیند.

وقتی بیمار می‌شوند چه می‌کنید؟
زمانی که برای گاوهایم مشکل پیش آید و بیمار شوند، خیلی ناراحت می‌شوم.

با وجود سختی کار در گاوداری، چه چیزی به شما انرژی می‌دهد و خوشحالتان می‌کند؟
پس از تولد گوساله‌ها من انرژی می‌گیرم.

وقتی که خسته می‌شوید چه کاری برای رفع خستگی می‌کنید؟
هیچوقت خسته نمی‌شوم. اگر روح خسته نباشد، جسم خسته نمی‌شود. اگر گاهی پیش آید که احساس خستگی کنم، خدا را شکر می‌کنم.

روستائیان چه واکنشی در برابر تلاش‌های شما در دامداری دارند؟
در روستا من فقط دامداری دارم و روستائیان ما را خیلی تشویق می‌کنند.

روزی چند ساعت کار می‌کنید؟
از 7 صبح تا 10 صبح من و خواهرم کار می‌کنیم و از ساعت 3 عصر تا 8 شب هم کار را ادامه می‌دهیم. یک نیمه شب هم برای شیر دادن به گوساله‌ها باید به دامداری برویم.

برای این که یک گاو بهتر و بیشتر شیر بدهد؟
گاو هر چه بیشتر شیر بخورد و غذایش بهتر باشد، شیر هم خوش‌طعم‌تر و خوشمزه‌تر و بیشتر می‌شود.

برای خوش‌طعم شدن شیر چه می‌کنید؟
از کنسانتره، ذرت علوفه‌ای، پرس یونجه به گاوها می‌دهیم و بهداشت شان را بیشتر رعایت می‌کنیم.

چه آرزویی دارید؟
هیچوقت دستمان جلوی کسی به نیاز دراز نشود. آرزو دارم امکانات مالی‌ام آنقدر زیاد شود که گاوداری‌ام را صنعتی کنم و ناچار به فروش گاوها نشویم.

در سال چند گوساله را می‌فروشید؟
10 گوساله را ناچار می‌شوم که بفروشم ولی اگر آنها را نفروشیم سالی 15 گوساله داریم.
سرمایه یک دامدار چیست؟
گاو و گوساله‌اش.

با چه مشکلی روبه‌رو هستید؟
قیمت شیر که از پارسال پائین آمده است، چون شیر خشک وارد شده، قیمت شیر پائین آمده است.

دوست داری در گاوداری‌ات چند گاو داشته باشی؟
هزار گاو.

از میان شما چهار خواهر و برادر چه کسی بیشتر تلاش می‌کند؟
برادری دارم که کرو لال است. او خیلی تلاش می‌کند از صبح تا شب در حال کار کردن است، وقتی گاوی را می‌فروشیم، ناراحتی در تمام صورتش دیده می شود.

هدف نهایی‌تان چیست؟
در سایه تلاش چرخه اقتصاد کشور بیشتر بچرخد و در کنار آن چرخه دامداری ما نیز بچرخد.

تفاوت گاو ماده و نر؟
گاو ماده سود بیشتری می‌دهد و مهربان است. من گاو نر زیاد نداشته‌ام.